روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

220

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

درختهاى آن همه بسيار بلند و پرسايه هستند و پاى آنها را سنگفرش كرده و به صورت سكويى در آورده‌اند . اين خيابانها درختان را از هر سو در ميان مىگيرد و غير ازين پنج خيابان بزرگ خيابانهاى كوچكترى هم در ميان آنهاست كه مىتوان از هر جانب و هر سو سراسر بيشه و درختان آن را به آسانى تحت نظر گرفت . درست در ميان اين بيشه تپه‌اى است دست ساز كه از گل آن را بالا آورده‌اند . اين تپه بسيار بلندست و بر نوك آن زمين هموارى است كه بر گرد آن حصارى از قطعات چوب بالا آورده‌اند . در داخل اين حصار چند كاخ زيبا ساخته‌اند كه در هر يك اطاقهايى كه با كاشيهاى آبى و زرين به نحوى پرشكوه آرايش شده و بر ديوارهاى آن كاشيهايى برنگهاى ديگر نيز ديده مىشود ، گرداگرد اين تپه كه بر فراز آن كاخ ساخته‌اند خندقى است كه با آب پرست و از نهر اصلى مقدارى آب همواره در آن جريان دارد . راه رسيدن به نوك اين تپه از دو پل است كه روبروى هم بر روى خندق زده‌اند و بر روى هر يك از اين پلها چند دروازهء بسته هست . ازين دروازه‌ها دو پلكان تا نوك تپه كشيده شده . بدينگونه اين كاخها خود استحكاماتى عليحده دارند . در سراسر اين بيشه بسيارى آهو ديده مىشود كه بفرمان تيمور به آنجا آورده‌اند و نيز قرقاول در آن بسيار فراوان است . اين بيشه به موستانى راه دارد كه بر گرداگرد آن نيز ديوارى است و پيرامون آن را درختهاى بلند و زيبا كاشته‌اند و تماشايى است . نام اين بيشه « تاليسيه » « 1 » است و مردم آن سرزمين به زبان خويش آن را « خلوت » مينامند * . در ضمن توقف درين باغ براى ما خوراك فراوان و وسايل آسايش كافى آماده ساختند و در چادرى كه در مرغزارى سرسبز و پرآب برافراشته بودند ما را جا دادند . تا پنجشنبهء چهارم سپتامبر در آنجا بانتظار نشستيم تا آنكه بزرگى از بستگان و خويشان تيمور به آنجا آمد . آن بزرگ بما خبر داد كه اعليحضرت اينك سخت سرگرم دادن پاسخ به سفارتى است كه از جانب

--> ( 1 ) - Talicia